حرف را باید زد!

 

دشت‌ها نام تو را می‌گویند
کوه‌ها شعر مرا می‌خوانند 
کوه باید شد و ماند، 
رود باید شد و رفت، 
دشت باید شد و خواند 
در من این جلوه‌ی اندوه زچیست؟ 
در تو این قصه‌ی پرهیز که چه؟
در من این شعله‌ی عصیان نیاز، 
در تو دمسردی پاییز - که چه؟ 
حرف را باید زد!
درد را باید گفت!

 

حمید مصدق

/ 4 نظر / 10 بازدید
خانم صفر

ولي بعضي دردها گفتني نيستن ...

سرونازشیراز

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر نهادمممممممممم آینه ها در مقابل دووووووست....[ماچ]

عسل

یاد این جمله افتادم:"جرئت و شهامت کسی را نجات نخواهد داد اما نشان می دهد روح او هنوز زنده است" "جرج برنارد شادو"

آمد

اگر حرف به زبان نيايد غصه ها بوجود مي ايد .....