رسالت

سطر ها را یک به یک مینویسی

داستانت یک چیز کم دارد

 یهویی یکی پیداش میشود و بی ربطست به داستان زندگی تو اما ناگهان زندگیت را تغییر میدهد و دست ها را ناخواسته برایت رو میکند!

وتو همش میخواهی بگویی که تو یهو از کجا پیدایت شد!!

ناگهان تمام باور هایت را به پرسش میگیرد و تو چشمهایت را باز تر میکنی تا اطرافت را بهتر ببینی.

یک نفر می آید و آرامش زندگیت را به هم میریزد! با شهر آشوبی تمام باور ها را به سخره میگیرد.

یادت میآید که هرکسی برای خود جایگاهی دارند ..یادت میآید هیچ چیز اتفاقی نیست.

و تو باز مینویسی با حرف هایی که کلماتش از آن تو نیست... کلماتی که در گنجینه ی لغاتت هیچ گاه خطور نداشتند!

جملات تازه ...حرف های تازه... و حالا آدم های تازه...

و این میان رویاهایت تعبیر میشوند!

رویاهایت تعبیر میشوند درست وقتی که دیگر نمیخواهی تعبیر شوند.

و میپرسی چرا همه چیز را زمانی ب دست می آوری که دیگر برایت از ارزش افتاده اند!؟

و ناگهان حال که چشمهایت را گشوده ای  دست خدا را میبینی که آدمکی را به دستش میگیرد و مانند یک جاسوییچی حرکت میدهد! تا متوجهش شوی و تو هی نمیبینی و هی نمیخواهی ببینی تا اینکه راضی میشوی کمی هم به دستان پر مهر خدایت زل بزنی.

سطر بعدی را مینویسی

چه سطر قشنگی میشود

 و تو در میابی که داستانت این سطر را کم داشته

اما همینکه سطرت تمام شود همینکه آماده میشوی نقطه را بگذاری  میبینی دیگر خداوند آدمکی در دست ندارد

با خود میگویی

حال با آغاز سطر بعد چه کنم!؟

 تو میدانیستی چه قدر این سطر را کم داشتم آدمک! ؟ 

اما هنوز داستانم نیمه تمام است! آنچه کم بود این سطر نبود!

بیهوده نوشتمش؟

باور دارم که خدا بیهوده دست اشاره به سویی نمیبرد

باور دارم  هیچ چیز اتفاقی نیست!

 

/ 8 نظر / 7 بازدید
سعیده

این دیالوگ اون لاکپشته نیست ؟ هیچ چیز اتفاقی نیست! نشستی کارتون نگاه میکنی!!!!؟؟[تعجب][قهر] همسنای تو الان دارن آیولو هوا میکنن دختر ![قلب]

گلشنا

لیلا خیلی عالی بود [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

حمید کریمی

سلام وبلاگ کاملا شیک و خوبی داری. ممنون میشم منو لینک کنی و به وبلاگ منم سربزنی منم وبلاگ شمارو لینک میکنم یه خورده تازه واردم. با نام دل نوشته های یه تنها لینک کنید. مرسی موفق باشید [گل]

تیردادحسینی

سلام به اجی مهربونم انشاله که همیشه خوب وسلامت باشی زیر سایه پدر مادرت انشاله... وبت واقعا لایک داره اجی خوبم.... مرسی خواهرم که به وبم تشریف اوردی...موید باسی... بسم رب الشهدا والصدیقین

مژگان

پیروز باشید http://sokootebaran.persianblog.ir/

گلشنا

رحلت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و آفتاب هشتم امامت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد

marsa

ههه یاد اوایل دوستیمون افتادم که چه جنجالی به پا کردم من همه چیزو رو دوست داشتم ولی حالا از این همه چیز رو بودن حس خوبی ندارم بعضی وقتا ادم نمی خواد قیافه واقعی اطرافیانش رو ببینه ولی اینو باور دارم که دیدن قیافه واقعی نزدیک ترین کسات واقعا لازمه چون ممکنه وقتی ببینی که دیگه کار از کار گذشته پس خوشحال شو که قیافه ادما رو زود ببینی

marsa

تو که کلا شادی [نیشخند]