شأن نزول

خدایا!

می دونی یه چیزا هست که هیچ وقت نتونستم عمیقا معناشو درک کنم 

نمیدونم کجای کارم اشکال داره

میدونی هر وقت به این آیه رسیدم 

 

((لا خوف علیهم و لا هم یحزنون))

مکث کردم و مبهو ت موندم

یعنی چی؟ مگه میشه یه نفر محزون نشه!

یعنی وقتی علی (ع) سرش رو توچاه میبرد و از درد هایش با عمق چاه میگفت محزون نبود؟

مگه میشه؟

    خدایا چه طور میشه؟ میشه جهل انسان ها رو دید و محزون نشد؟؟؟؟ 

 

 پ ن:

خداااا اجازه! من دلم بسته به زنجیر غمت 

/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین

نه ترسي بر آنان خواهد بود و نه غمگين خواهند شد یعنی اینکه هر انچه خدا برایشان تقدر دانسته رازی و مسلم اند و جز خدا از هیچ چیز ترس و واهمه ای ندارند این محزون منظورش ناراحتی از روی سختی که در زندکی برای او پیش امده و با سنگ صبر و حکمت باید خود را محک زند میباشد نه علی که همانطور خود گفتی از جهل ان ادمیان و اشباه فهمیدن سخنانش نه از نفهمیدن سخنانش غمگین بود واز غمخوای ادمیان سر در چاه ........

زهرا

ممنونم لیلاجون این روزا نمیدونم چی شده؟ همه باید یه کوه غم رو به دوش بگیرن. [ناراحت] امیدوارم این شبها حاجاتت روا بشه و جای غمت رو شادی بگیره [گل]

جنس دوم

آن بالا كه بودم، فقط سه پيشنهاد بود: آن بالا كه بودم، فقط سه پيشنهاد بود. اول گفتند زني از اهالي جورجيا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه اي در سواحل فلوريدا داشته باشيم. با يك كوروت كروكي جگري. تنها اشكال اش اين بود كه زنم در چهل و سه سالگي سرطان سينه ميگرفت. قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم. بعد موقعيت ديگري پيشنهاد كردند : پاريس خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر... دو قلو داشته باشيم. اما وقتي گفتند يكي از آنها نه سالگي در تصادفي كشته ميشود. گفتم حرف اش را هم نزنيد. بعد قرار شد كلوديا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توي محله هاي پايين شهر ناپل زندگي كنيم. توي دخمه اي عينهو قبر. اما كسي تصادف نكند. كسي سرطان نگيرد. قبول كردم. حالا كلوديا- همين كه كنارم ايستاده است - مدام مي گويد خانه نور كافي ندارد، بچه ها كفش و لباس ندارند، يخچال خالي است. اما من اهميتي نميدهم. مي دانم اوضاع مي توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف. كلوديا اما اين چيزها را نمي داند. بچه ها هم نميدانند. پرسه در حوالی زندگی، روایت مصطفی مستور

امین

سلام این ما هستیم که از جملات و کلمات برداشت های متفاوتی رو داریم من یک سوال از شما دارم ایا ما درکی که از توبه داریم به همان معنایی است که در قران امده؟

امین

ببخشید نمیدونستم مفسر هم هستید؟

آشفته

کی می ترسه؟؟ کسی که مدام به فکر آینده است. از آینده می ترسه... کی نگرانه؟؟ کسی که مدام به فکر گذشته است. نگران گذشته ای که بر او رفته... ولی خصوصیت مومن اینه که: نه می ترسه نه نگرانه. یعنی نه به فکر گذشته است، نه آینده. به فکر حالا است... حالایش را می سازد که آینده اش می شود... و چه سخت است مومن بودن!

آشفته

محزون همون نگرانه دیگه. حزن و اندوه و نگرانی!