نیاز یا خواست!؟

 

 نیاز چیزیست که آن را برای بودن و گذران خویش میخواهیم اما یک خواسته یا میل چیزیست که امیدواریم مارا خوشحال کند ( گرچه اغلب هم نمیکند) این مثل آن است که بگوییم من یکآب نبات چوبی میخواهم یا من به اکسیژن احتیاج دارم!

 

خیلی از افراد موفق ولی غمگین به این نتیجه رسیده اند که چیزی را که به دنبال آن بوده اند، به دست آورده اند، اما این موضوع آنها را خوشحال نکرده...

 

همواره در زندگیمون به دنبال خواست هایی هستیم که امیدواریم ما را راضی کنه در حالی که  اصلا به اونا نیازی نداریم، در واقع به دنبال چیزی هستیم که شاید هرگز تاثیری بر شادی و حس کامیابیمان نداشته باشه...

 

چند روز پیش تو مترو با یکی از دوستام در باره ارزش گذاریمون روی مسائل مختلف

صحبت میکردیم... این که این ارزش گذاری ها چه قدر عجیبن... معمولا خواستار چیزی

هستیم که فکر میکنیم دیگران رو ازمون راضی میکنه

 

اسم اون خواست رو میزاریم عرف...ارزش... میشه واسمون یه مهم که اگه نرسیم بهش همه‌ی زندگیمون به هدر میره... در حالی که اگر خوب فکر کنیم میبینیم اصلا نیازی در بدست آوردنش نیست

 

این خواست ها بر اساس خواست دیگران شکل میگیرند ...بر اساس محبوبیت دوستیمون شکل میگیرن اما به قول دوستم: "هیچ وقت نمیتونیم همه رو راضی نگه داریم خواه یا ناخواه ...

                  پس این تلاش هم تلاش  عبث و بیهوده ایه!"

 

خدا کنه تو مسیر زندگیمون هیچ وقت اسیر این تلاش بیهوده نشیم چون عمرآدم بر نمیگرده!

امروز فقط یک بار برای من اتفاق میفته اگه بشه دیروز دیگه هیچ وقت دستم بهش نمیرسه...

 

امیدوارم قدر لحظه هامون رو بدونیم

   التماس دعا

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سه نقطه . . .

درسته...

خانم صفر

درسته ما بايد بر اساس اهداف و نيازهاي خودمون زندگي كنيم اين به معناي خودخواه بودن افراطي نيست بايد يادمون باشه كه لزومي نداره تمام عمرمون رو براي جلب رضايت اطرافيان و زندگي به سبك اونا صرف كنيم خيلي خوب گفتي[گل]

جنس دوم

تا جایی که فهمیده‌ ام قرار نبوده این‌قدر وقتمان را در آخور‌ های سر پوشیده‌ی تاریک بگذرانیم به جای چریدنِ زندگی و چهار نعل تاختن دردشتهای بی‌مرز . قرار نبوده تا نم باران زد دست‌ پاچه شویم و زود چتری ازجنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم . قرار نبوده اینقدردور شویم و مصنوعی . ناخن‌های مصنوعی ، خنده‌های مصنوعی ، آواز‌های مصنوعی ، دغدغه‌های مصنوعی . حتما‌ً قرار نبوده بزهایی باشیم که سنگ‌ نوردی مصنوعی در سالن میکنند به جای فتح صخره‌های بکر زمین . هر چه فکر می‌کنم میبینم قرار نبوده ما اینچنین با بغل دستیهای‌ مان در رقابت‌ های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم جانور بهتری هستیم ، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست ؟ قرار نبوده همه از دم درس خوانده‌ بشویم ، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم ، بعید بدانم راه تعالی بشری از دانشگاهها و مدرکهای ما رد بشود … باید کسی هم باشد که گوسفند ها را هی کند ، دراز بکشد نیلبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یکروز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود . یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت

جنس دوم

قرار نبوده این‌ همه در محاصره‌ی سیمان و آهن ، طبقه روی طبقه برویم بالا ،قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد ،‌ بی‌شک این همه کامپیوتر و پشت‌های غوز کرده‌‌ی آدمهای ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده ؛ تا به حال بیل زده‌اید ؟ باغچه هرس کرده‌اید ؟ آلبالوو انار چیده‌اید ؟… کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید ؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست … این چشم‌ها برای نور مهتاب یانور ستارگان کویر ،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید ، اما برای ساعت پشت ساعت ، روز پشت روز ، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند . قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچکار نیایند و ساعت‌ های دیجیتال به‌ جایشان صبح‌ خوانی کنند . آواز جیر جیرک‌ های شب‌ نشین حکمتی داشته حتماً ، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و اینطور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود . من فکر میکنم قرار نبوده کار کردن ، جز بر طرف کردن غم نان ، بشود همه‌‌ی دار و ندار زندگیمان ، همه‌ی دغدغه‌ی زنده بودن‌مان . قرارنبوده کنار هم بودن و زاد و ولد

عسل

بخاطر اینه که همیشه دنبال تحسین دیگرانیم.ینی بجای اونکه بخاطر خودمون زندگی کنیم به خاطر دیگران زندگی می کنیم.که متاسفانه خیلی بده...خیلی مطلب خوبی بود.مرسی:)

رضا

سلام...امیدوارم حالتون خوب باشه.. متن قشنگ و پر مفهوم و البته دارای ارزش خیلی بالایی بود...من به شخصه چند بار خوندمش... کلا موافقم با گفته تون...در ادامه این مطلب که" هیچ وقت نمیتونیم همه رو راضی نگه داریم" از فیلسوفی خونده بودم که ادم هایی که سعی می کنند همه رو راضی کنند معمولا شکست می خورند... و به نظرم واقعا هم همینطوره... بعضی موقع ها لازمه که برای هدف های بزرگتر چیز هایی کوچیکتر را از نظر بگذرونیم... و واقعا هم با این حرف موافقم که :این خواست ها بر اساس خواست دیگران شکل میگیرند یک نظر به اطرافیان بندازیم دقیقا به این حرف می رسیم... اما باز هم افسوس که خیلی ها حتی به این مسائل فکر نمی کنند...البته به نظرم هر کدام از ما تو یک برحه ی زمانی با این تلاش های بیهوده روبرو شدیم(خودم) و همیشه گفتم... و خواهم گفت ...چیزی بزرگتر از کار ها و رفتار های عادی و مسخره وجود داره...هدفی بزرگتر... که باید برسیم بهش...

شک های شبانه

سلام دوست عزیزم، ممنونم که بهم سر مس زنید ولی این روزها دیگه حس نوشتن نیست.....[گل][گل][گل]

آشفته

تلاش بیهوده، بهتر از تلاش نکردنه! ولی بازهم گاهی میگیم بیهوده است، ولش کن!