شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

زیارتگه رندان

برسر تربت ما چون گذری همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد بود  

 

 


 
درباره :چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست/ سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست/سرم به دنیی عقبی فرو نمیآید/ تبارک الله از این فتنه ها که در سر ماست/در اندرون من خسته دل ندانم کیست/ که من خموشم و او در فغان و در غوغاست.... ......................................... .................................................................. وبلاگ شماره 1 زیارتگه رندان ziaratgaherendan.persianblog.ir .................................................................. وبلاگ شماره 2 عکس های من لحظه های من http://ziaratgaherendan- myphotos.persianblog.ir/ ....................................................... ........... . کپی برداری از تمامی مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است .............................................................. پنهان شده ام! پشت شکلکی که میخندد :) .....................................................
پروفایل مدیر : لیلا ع

 

:: استخاره
:: جهنم افکار
:: بایگانی زندگی در متن
:: پر مرغان سعادت آبیست
:: شب های بی باران( بهار)
:: درجستوجوی معنی
:: تنها نوشته های یک دختر شاد
:: بخرش
:: جرعه ای شعر
:: آهی!گاهی
:: پاییز بارانی
:: تو را من چشم در راهم
:: بهاره رهنما
:: la mia vita
:: مکتب خونه
:: خانوم صفر و آقای یک
:: jasqwas
:: یک فنجان چای ( بهزاد منفرد)
:: وبلاگ تخصصی مهندس عمران
:: سعید فریادرس
:: دلکده ی دانشجویی
:: آری آغاز دوست داشتن است
:: چشم تو چشمه ی شرق
:: پرتال دز بیست
:: انجمن علمی مهندسی مکانیک
:: دنیای این روز های من
:: آموزشکده
:: Mechanic soft
:: پیانو( نیوشا جان)
:: زندگی امید موفقیت
:: GOD be with u dear
:: نقطه چین
:: شهر گرافیک
:: شبیه سازی, تحلیل و بهینه سازی مسائل دینامیکی
:: 'گالری
:: تک دختر
:: یک فنحان حرف دل
:: دوچشم پا برهنه
:: فـــــانـــ♥ــــوس
:: کتابنامه ی الکترونیک
:: میز آبی ( مریم عبدی)
:: دلداده
:: نا گفتنی های گفتنی
:: سکوت باران( مژگان صحرا گرد)
:: میچرخیم تا ببینیم
:: انجمن مهندسی خودرو
:: calientes es tu amor
:: اندیشه فولادوند
:: رمان
:: پندار شاد
:: شک های شبانه
:: پارس کلوپ
:: دیدگاه های یک مسافر ( طبیعت غریب)
:: جنس دوم( رنج زن)
:: چاوشی نیوز
:: گفتنی هایی که باید گفت

 

 

 



 
 


 

دست در دستان تو

دلم شور میزند.!

به اندازه ی تمام ثانیه های در گذر دلم شور میزند.

پایم ملرزد ...دستانم سرمای زمستان را به آغوش میکشند.

نفس یخ میبندد!

قلبم تند تند میزند...مث کنجشکی که از قفس پریده باشد! مث ماهی رود خانه ای که در بهت عظمت دریا مانده باشد

آخ دلم شور میزند...به اندازه ی تمام روز های رفته ام... به اندازه ی نمکدان های شکسته  به اندازه ی نمک های ریخته دلم شور میزند!

فصل سردیست...

دلت که گرم نباشد زود دلگیر میشوی  مث عضلات پا که در فصل سرما زود تر به گرفتگی دچار میشنود

تاب وتوانم ذره ای تحلیل نرفته است... دیروز در کنارم و پا به پایم قدم بر میدارد شاید به مقصدی در فردا!

قدم هایم سست نیست...گرچه روی این زمین یخ زده سر میخورد پایم! اما هرگز به تردید

اعتقاد ندارم

دلم قرصست...به نگاه های پر مهر مادرم... به فضای گرم خانه ام....

به خدایم...که همیشه برایم بهترین بوده... همراه تک تک ثانیه های من!

میدانم پرنده رفتنیست... میدانم پرواز را باید به ذهن بسپارم!

حسرت را چشیده ام! میدانم جنس خوبی ندارد! ارزان میخرند ...ولی گران میفروشند!

حرف هایم تاب ماندن در گلویم را ندارند...شاید بشکند دیوار سخت سربی سکوتم.

بغضم نوازنده ی خوبیست...کهگاهی خوب مینوازد...به صدایم چند میاندازد!

ولی من باز میروم

دست در دستان تو

تو ای که نا امید را رجیم خوانده ای...

استغیثون ربکم فستجاب لکم انی ممدکم بالف ملائکه مردفین.

تهران- دی ماه 1391

 

 پ ن:

1. از همه دوستانم که به من مستقیم و یا غیر مستقیم خوبی کردن و فک میکنن که من متوجه خوبیاشون نیستم؛ ممنونم!

2.. میخوای بفهمی دکور اتافت خوبه یا نه بشین درس بخون...یعنی کاملا میفهمی

3. روزهای حساسیه! امروز هوا ابریه...مث اینکه واقعا جهت تقعر تابع داره تغییر میکنه! چه شیب تندی!

 4. یادت هست آنروز که شمشیرت را برای من از رو بستی؟ خوب به امروزت بنگر...غیر از همین من چه کسی برایت ماند؟؟




کلمات کلیدی :دلنوشته، دو کلمه حرف، چند سطر با خدام
  نوشته شده توسط لیلا ع در سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱

نظرات ()

 
 
من!

خدا!

 یه سوال فنی! یه نگا بنداز ببین کلا تو اد لیستت هستم!؟؟سوال

یوهو!بای بای...دالی..! اینجاما!بازنده کلا میبینی منو؟

اصلا میخونی اینارو!!!؟؟ناراحت

 

پ ن:

یه وقتایی دوست دارم عقربه های ساعتو با دست نگه دارم! درست همونقدر که دوست دارم ماه رو لمس کنم! به همون اندازه نه کم تر نه بیشتر

 




کلمات کلیدی :چند سطر با خدام، دلنوشته
  نوشته شده توسط لیلا ع در یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱

نظرات ()

 
 
شأن نزول

خدایا!

می دونی یه چیزا هست که هیچ وقت نتونستم عمیقا معناشو درک کنم 

نمیدونم کجای کارم اشکال داره

میدونی هر وقت به این آیه رسیدم 

 

((لا خوف علیهم و لا هم یحزنون))

مکث کردم و مبهو ت موندم

یعنی چی؟ مگه میشه یه نفر محزون نشه!

یعنی وقتی علی (ع) سرش رو توچاه میبرد و از درد هایش با عمق چاه میگفت محزون نبود؟

مگه میشه؟

    خدایا چه طور میشه؟ میشه جهل انسان ها رو دید و محزون نشد؟؟؟؟ 

 

 پ ن:

خداااا اجازه! من دلم بسته به زنجیر غمت 




کلمات کلیدی :دلنوشته، چند سطر با خدام، دو کلمه حرف
  نوشته شده توسط لیلا ع در پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩۱

نظرات ()

 
 
بعدی!

  

اگر ساز دیگری داری، بزن

  نترس

  هیچگاه نمیشنوی که

 زمین کج است!

ل.ع 

 




کلمات کلیدی :دلنوشته، چند سطر با خدام
  نوشته شده توسط لیلا ع در پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۱

نظرات ()

 
 
امشب سر به زانوی تو آرام گرفته ام

 

 

 

 یادت هست؟

چندی پیش بود!!!

با تو میگفتم که چه دگیر غمم! غمی که تو بر دوشم نهادی

از تو میخواستم قدری پایین بیایی؛ بنشینی کنار ما آدمیان... ببینی دردو رنج هایمان را

از نزدیک!

میخواستم بیایی پا به پای من؛ گوشه گوشه ی شهر را دنبال جای پایت بگردیم!

گفتم خدایا! انگار از آن بالا که نشستی  درد ها کوچک به نظرت میرسند! بیا پایین کمی

رو در رو، در بارشان باهم بگوییم!

از رنج هایم میگفتم! از اینکه تو خود میدانی، میان غیر خود بودن چه درد تیره و تاریست

و مشق کردن چیزی که نیستی بس دشوار!

یادت هست آن حرف هایم را، امشب که سر به زانوی تو آرام گرفتم؟

میبینی که رنجور مانده است قلمی که از تبت خواب نداشته؟ و زبان قاصرم که چندیست

 سر افکنده ی لطف توست...؟

امشب آمده ام بگویم که آسایشت را به خیالم میبخشم وبغض هایم را به شانه هایت! 

و چه ناعادلانه میبخشم این هیاهو را به لطف سکوتت...

ممنونقلب

 ل عسکری- تهران- خرداد91




کلمات کلیدی :دلنوشته، چند سطر با خدام
  نوشته شده توسط لیلا ع در یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩۱

نظرات ()

 
 
من از این شبزدگی خسته ام

می بینی؟

زندانی غم تو شده ام!

ولحظه ها چنان برایم میگذرد که انگار عمریست که بی تو مانده ام!

تداوم درد من، درد بی تو بودنم؛ موسیقی تکراری نوازنده ی زمانه است! چه قدر آشنا و غریب است این احساس برایم

ای کاش میدانستم ازقبل که انتهای این رود خانه به کجا ختم خواهد شد

ای خدای من! تو میدانی چرا اینگونه میشود؟

میبینی چه طور دست و پا میزنم و بیشتر در عمق این سوال فرو میروم؟

چه میشود مرا که اینگونه غمت برآشفته ام میکند؟

تقدیرم را چه نوشته ای؟سوال

کاش بگویی که آن چیست که شاید با دانستنش بتوانم خویش را آرام سازم!ناراحت

همه ترسم از این است که مبادا دورشوم از تو

مبادا پاسخم بدهی و دیگر نشنوم...

بگو کجای این جاده تو ایستاده اینگران

آخ که چه زخمی زدی بر دلم! وانهادیم اینجا ! اکنون که در این شلوغی ها کم کم به تنهایی عادت میکنم...

به دنبال تو میگردم

درون آینه ها!

آخ که چه دلتنگ مانده ام! 

ای کاش زودتر طلوع کند این خورشید! من از این شبزدگی خسته ام

 ل.ع- تهران-خردادماه1391




کلمات کلیدی :دلنوشته، چند سطر با خدام
  نوشته شده توسط لیلا ع در جمعه ٥ خرداد ۱۳٩۱

نظرات ()

 
 
حرف هایی برای نگفتن

بعضی اوقات دلت پر حرفه

پر حرفای نگفته 

اما هر کاری میکنی نمیتونی به زبون بیاریش

انگار تا میای حرفی بزنی یکی میاد و محکم جلوی دهنتو میگیره!

انگاری این حرفا نمیخوان گفنه شنافسوس

انگار این حرفایی که میتونی توتنهاییت فقط واسه خدا ازشون بگی، فقط واسه خودشن!

 

« و حرف هاییست برای نگفتن

حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند       دکتر شریعتی »

 

آره  بعضی حرفا واسه نگفتنن  که وقتی تو دلت زیادی سنگینی میکنن فقط میتونی بگی

«ای  خدااا!»

به قول یکی از دوستان

 

         فقط خودت میتونی بشماری از این که سرم به سمت آسمونت

بالاست چنتا به خودم میبالم

 




کلمات کلیدی :دلنوشته، چند سطر با خدام
  نوشته شده توسط لیلا ع در دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

نظرات ()

 
 
مطالب پیشین
 


Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ziaratgaherendan
Design By : wWw.Theme-Designer.Com